گفت و گو با خسرو امینی، پیشکسوت 77 ساله شنای ایران با دو سمت و 32 سال سابقه کار بین‌المللی

امینی: من به روزترین مرد نسل آنالوگم

Print Friendly
امینی: من به روزترین مرد نسل آنالوگم

پیشکسوت ۷۷ ساله شنای ایران که ۳۲ سال سابقه کار بین المللی دارد هنوز هم مشغول به کار است و این را افتخاری برای کشورش می داند. گفت و گوی او با شماره جدید نشریه “قهرمان” خواندنی است

الهام محمدی مچد/

 

به گزارش روابط عمومی فدراسیون شنا، شیرجه و واترپلو؛ امینی سال ۱۳۱۸ به دنیا آمد و به خاطر علاقه ای که به آب و آب بازی داشت، شناگر شد. ۶۲ سال پیش بود که تصمیم گرفت شنا یاد بگیرد: «از ۱۵ سالگی وارد شنا شدم. روز اول به همین استخر سرپوشیده شیرودی آمدم، البته آن موقع این استخر روباز بود. در این استخر یاد گرفتن شنا را شروع کردم و بعد به استخر قهرمانی رفتم.»

آن سال ها تهران بود و همین دو استخر؛ یک استخر معمولی و یک استخر قهرمانی. شاید به خاطر همین محدودیت ها بود که شنا از دنیای ورزش حرفه ای عقب ماند: « یک استخر بود که می گفتند استخر شنای مقدماتی. یک استخر هم که در امجدیه بود و به آن استخر قهرمانی می گفتند.»

بیشتر ورزشکاران موفق الگو یا مشوقی داشته اند، امینی هم تقریباً از این داستان مستثنا نبوده است؛ رفتن به استخر قهرمانی خیلی راحت نبوده:« برای ورود به استخر قهرمانی یا باید بلیت میخریدی و دو ساعت شنا میکردی یا باید امتحان می دادی و اگر قبول می شدی، می توانستی زیرنظر مربیان این استخر تمرین کنی. آن موقع استخر سرپوشیده نبود و فقط سه ماه فرصت تمرین داشتی و بعد باید به درس هایت می رسیدی. برای ورود به استخر باید امتحاناتی می دادی؛ شنای ۴۰۰ متر، یک دقیقه پای دوچرخه و یک شیرجه از دایو سه متری. اگر این ها را قبول می شدی به استخر قهرمانی می رفتی.»

«یکی از بستگان سببی من به نام دکتر سیروس کرمان قهرمان شنای ۱۴۰۰ و ۱۵۰۰ متر ایران بود. او علاقه ام را که دید ضمانت کرد به پدر و مادرم که مراقبم است تا اجازه بدهند به استخر بروم. دکتر کرمان مشوق اول من بود. آن زمان امکانات ورزش خیلی کم بود. من هم بچه خیلی آرامی نبودم. منتها پدر و مادرم هم دلشان می خواست وارد ورزش شوم تا به خلاف کشیده نشوم.»

امینی بعد از مدتی حضور در خانواده شنا به واترپلو علاقه مند شد:«خیلی دلم می خواست به واترپلو بروم. گفتند برای واترپلو باید تمرین خاصی انجام دهی و اگر مستعد بودی وارد شوی که شروع به کار با توپ کردم. به خاطر استعدادی که در شنا داشتم کارم مورد قبول قرار گرفت چون دوستش داشتم آلوده واترپلو شدم.
شنا و واترپلو شرایط خاصی دارند. در رشته های دیگر با همان حالتی که زندگی می کنید، ورزش می کنید. هم روی زمین است و هم این که حالت بدن ایستاده است، مثل شرایطی که همیشه دارد. ولی شنا و واترپلو دو تفاوت عمده با زندگی عادی زندگی وجود دارد. شما از فضایی که در آن زندگی باید وارد فضایی بشوی که مایع است. حالت بدن هم از عمودی به افقی درمی آید. درنتیجه اگر تمرین نکنی، قابلیت هایت را از دست می دهی. الحمدالله الان استخر فراوان است و تمام ماه های سال بچه ها می توانند تمرین کنند.»

با تشکیل اولین تیم واترپلو، امینی هم به اردو دعوت و عضو ثابت تیم شد:«شنایم خوب شد و بعد وارد تیم تهران شدم و از شنا خودم را به واترپلو رساندم. ورزش های توپی مورد علاقه جوان هاست. در واترپلو اول عضو تیم تهران شدم و ۱۲ سال قهرمان کشور بودیم. بعد هم به تیم ملی دعوتم کردند. شش سال در تیم ملی بودم. بازی های آسیایی ۱۹۷۰ بانکوک هم عضو تیم ملی ایران بودم و به مقام چهارم رسیدیم. ما واقعا استحقاق دوم شدن را هم داشتیم ولی چون تجربه نداشتیم و مسابقه مهمی ندیده بودیم چهارم شدیم. من در مسابقات دوستانه بوداپست هم بودم. دو سال بعد هم یعنی سال ۱۹۷۲ وارد کار داوری و داور بین المللی شدم.»

او ۳۲ سال است مسئولیت بین المللی دارد:« در سال ۱۹۸۴ به عنوان رئیس کمیته فنی واترپلو آسیا انتخاب شدم و ۳۲ سال است که این سمت را دارم. هر چهار سال هم انتخابات برگزار و من انتخاب شده ام. دلیلش هم فقط این بوده که خودم را به روز کرده ام و کارم را درست انجام داده ام. سال ۱۹۸۸ هم عضو کمیته فنی فدراسیون جهانی (فینا) شدم. ۱۷ سال هم به عنوان نائب رئیس کمیته فنی جهانی بودم. دفتر فدراسیون شنا آسیا هم در عمان و دفتر فدراسیون جهانی در لوزان است.»

شاید برای خیلی ها عجیب باشد که چطور از واترپلوی ایران که در سطح جهانی مطرح نیست، یک نفر ۳۲ سال در پست بین المللی بماند:« واترپلوی ما در هیچ جای جهان نیست ولی من را به عنوان نائب رئیس کمیته فنی واترپلو فدراسیون جهانی انتخاب کرده اند و همه قبول دارند. اگر یک بار انتخاب می شدم، میگفتند اتفاقی است ولی انتخاب برای بار دوم، سوم و چهارم نمی تواند اتفاقی باشد. دلیل این انتخاب این است که من سعی کرده ام به چیزی که اعتقاد دارم عمل کنم. در این مسیر خداوند هم توفیق داده است.»

امینی در زندگی اش یک اصل دارد؛ هرکاری را باید به نحو احسن انجام داد:« روحیه ام این طور است که وارد کاری می شوم سعی می کنم آن را درست انجام دهم. می گویند یا نکن با پیل بانان دوستی یا رسم پیل بانی بیاموز. اگر کاری را که واردش شدی نیمه رها کنی ترقی نمی کنی.»

او برای اینکه ۳۲ سال خودش را در سطح بین المللی نگه دارد، کار راحتی نداشته:« سال اولی که در فدراسیون جهانی انتخاب شدم خیلی برایم سخت بود. اول این که زبان انگلیسی ام خوب نبود. مجبور شدم به کلاس زبان بروم. آن موقع ۳۸، ۳۹ سالم بود. بعد هم کامپیوتر راه افتاد. در مسابقات وقتی برنامه فردا را می خواستم می گفتند در کامپیوتر است پرینت بگیرید. من هم که بلد نبودم گفتم بروم کلاس کامپیوتر به هرحال به ما می گویند نسل آنالوگ.»

امینی از همه این سال ها خاطرات و گفتنی های زیادی دارد. اما بهترین خاطره ای که بیشتر از بقیه به یادش مانده، یادگیری تایپ با کامپیوتر است:«برای یادگیری کامپیوتر اول باید تایپ یاد می گرفتم. یک کلاس آموزش تایپ فارسی و انگلیسی در میدان فردوسی بود که هنوز هم هست؛ به اسم ایران. ثبت نام کردم و رفتم سرکلاس. ۴۰ سالم بود، همه همکلاسی هایم ۱۸،۱۹ ساله بودند. معلم کلاس هم ۳۰ ساله بود. یکی دو روز که گذشت بغل دستی ام که پسر جوانی بود، گفت آقای امینی شما برای کاریابی کلاس می آیی؟ گفتم کاریابی چی هست، گفت ما آمدیم کلاس که گواهی بگیریم برای اداره کاریابی تا اگر یک وقت ماشین نویس خواستند استخدام شویم. گفتم نه من کامپیوتر خریدم بلد نیستم تایپ کنم، حالا آمده ام که یاد بگیرم. معلم کلاس هم داشت گوش می کرد، گفت آقای امینی این چند روز متوجه شدم شما از من چند سال بزرگتر هستی روزهای زوج کلاس برای آقایان است هر ساعتی خواستی بیا. اینجوری شد که تایپ یاد گرفتم.»

نگویید چرا از ما استفاده نمی کنید
قدیمی های بیشتر رشته ها گلایه دارند که چرا در فدراسیون ها از آن ها استفاده ای نمی شود. امینی معتقد است اگر پیشکسوتان می خواهند حضور فعالی در رشته شان داشته باشند، باید به روز شوند:« پیشکسوتان همه قابل احترام هستند. کسی که قهرمان ایران، آسیا و جهان بوده و سال های زیادی در ورزش گذرانده پیشکسوت است. اگر من در این سن خودم را با اطلاعات روز آشنا نکنم از من چه استفاده ای می شود کرد؟ بیشتر روسای فدراسیون ها حدود ۴۰ سال سن دارند. اگر من ۷۵ ساله بلد نباشم موبایلم را روشن و خاموش کنم، می خواهند از من چه کمکی بگیرند. از نظر من پیشکسوتان دو گروه هستند؛ یکی آن هایی که سعی کرده اند خودشان را به روز کنند، زبان انگلیسی بلد هستند با اینترنت سروکار دارند. وارد سایت ها می شوند و اطلاعات به روز به دست می آورند و حرفی برای گفتن دارند. یک عده هم پیشکسوتانی هستند که قهرمان بوده اند و دیگر الان کاری بلد نیستند. البته آن ها هم قابل احترام هستند ولی نمی توانند بگویند از ما چرا استفاده نمی کنند. این افراد اطلاعات ۲۰،۳۰ سال قبل را دارند که امروز به کار نمی آید. البته فدراسیون ها باید کمیته پیشکسوتان داشته باشند و هرماه یکبار دور هم جمع شوند و از آن ها تقدیر شود اما کسی که به روز نیست نباید ادعا کند چرا از من استفاده نمی شود، این منطقی نیست.»

امینی هم مثل دیگر پیشکسوت ها و حتی خیلی از کسانی که در حال حاضر در ورزش هستند، از راه دیگری غیر از ورزش امرار معاش می کرده و به قول خودش خرج زن و بچه را می داده:« افسر شهربانی بودم. من بعد از دبیرستان وارد دانشکده پلیس شدم و لیسانس گرفتم. ستوان دوم وبعد سرهنگ شدم. همسرم در تمام زندگی خیلی به من کمک کرد. دو بچه کوچک داشتم ولی باید مدام به سفر می رفتم. همسرم نگهداری بچه ها را به عهده گرفته بود و بی نهایت زحمت کشید. دو دختر دارم یکی فوق لیسانس فیزیک هواشناسی و یکی فوق لیسانس روانشناسی هردو هم ازدواج کرده اند. خداراشکر خیلی خانواده گرم و خوبی دارم.من به همسرم می گویم دنیا را هرطور قسمت می کردند به ما بیشتر از این نمی رسید. از این که در این سن توانسته ام منشأ اثری باشم خدارا شاکرم.»


Print Friendly

اخبار مرتبط